حقّ سرپرست علمي تو آن است که وي رابزرگ بشماري و مجلسش را محترم بشماري و به او نيک گوش کني [امام سجّاد عليه السلام]
کل بازديدها:----6343---
بازديد امروز: ----7-----
بازديد ديروز: ----27-----
جستجو:
خنده به شرط لطيفه
 
 
  • درباره من
  • پيوندهاي روزانه

  • فهرست موضوعي يادداشت ها
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • + گفتو گوي مادر با دختر فريب خورده
    نويسنده: لطيفه جکوار جمعه 24/1/1386 ساعت 6:22 عصر

     


     


    Farib_Khorde.jpg


        نظرات ديگران ( )

  • + سخنان شکسپير
    نويسنده: لطيفه جکوار چهارشنبه 15/1/1386 ساعت 4:54 عصر

    اگر کسي را دوست داري؟


     


    شکسپير : اگر کسي را دوست داري رهايش کن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده



    دانشجوي زيست شناسي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... او تکامل خواهد يافت



    دانشجوي آمار : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يک رابطه مجدد غير ممکن است



    دانشجوي فيزيک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطکاک بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است



    دانشجوي حسابداري : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر کن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهکار بفرست


     



    دانشجوي رياضي : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن



    دانشجوي کامپيوتر : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپي - پيست استفاده کن و اگر نه بهتر است که ديليت اش کني



    دانشجوي خوشبين : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن... نگران نباش بر مي گردد



    دانشجوي عجول : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش کن



    دانشجوي شکاک : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟



    دانشجوي صبور : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد



    دانشجوي شوخ طبع : اگر کسي را دوست داري ، به حال خود رهايش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش کن ، اين کار را مرتب تکرار کن


        نظرات ديگران ( )

  • + جک جک جک جککک
    نويسنده: لطيفه جکوار چهارشنبه 15/1/1386 ساعت 4:49 عصر

    به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟


          اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!




         غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!




          پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"



     



                  غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   



     



     مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!



                 يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!



                     ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.


    يکي از بزرگان حکايت کند


    اگر يک نفر نيمه شب چت کند


    و با فرد بيگانه صحبت کند


    و کم کم به چت کردن عادت کند


    و يک ساعتش را سه ساعت کند


    و هر شب به فردي محبت کند


    به افراد قبلي خيانت کند


    و با بي خيالي جنايت کند


    نه حدّ و حدودي رعايت کند


    و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند


    و اين قصه را پر حرارت کند


    براي رفيقش روايت کند


    چنانکه رفيقش حسادت کند


    و او هم رود نيمه شب چت کند


    و با فرد بيگانه صحبت کند


    و کم کم به چت کردن عادت کند


    و يک ساعتش را سه ساعت کند


    و هر شب به فردي محبت کند


    به افراد قبلي خيانت کند


    و با بي خيالي جنايت کند


    نه حد و حدودي رعايت کند


    و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند


    و اين قصه را پر حرارت کند


    براي رفيقش روايت کند


    چنانکه رفيقش حسادت کند


    و او هم رود نيمه شب چت کندا


    ........................


        نظرات ديگران ( )

  • + جديدترين جک ها
    نويسنده: لطيفه جکوار سه‏شنبه 14/1/1386 ساعت 5:56 عصر

     


    توي ديوونه خونه همه دست ميزدن ومي رقصيدن به جز يکي رئيس تيمارستان ميگه حتما اين خوب شده بفرستيمش خونه . از ديوونه ميپرسن :تو چرا دست نميزني ؟ ميگه آخه من عروسم !


     


    @ نماز خوند بهش گفتند التماس دعا گفت : سلامت باشي !


     


    پليس :چرا معتاد شدي   معتاد: واسه اينکه ميخواستم تو زندگي يه چيزي بشم !


     


    د و بانوي مسن از شوهر هايشان صحبت ميکردند .


    اولي گفت : من از اينکه شوهرم ناخن هايش ا ميخورد خيلي ناراحتم .


    دومي گفت: شوهر من هم اين عادت را داشت ولي من ترکش دادم .


    اولي:چطوري دومي :خيلي ساده دندان هايش را مدتي قايم کردم!


     


    از يکي که خونشون نزديک ورزشگاه آزادي  بود مي پرسن :آيا جو ورزشگاه رو شما هم تاثير داشته ؟


    مرد جواب ميده : نه نه نه رن نا نا ايران


     


    به @ ميگن برو روزنامه کيهان بگير@ ميره بعد يه ساعت برميگرده و يه الاغ رو با خودش مياره بهش ميگن اين چيه اوردي .ميگه:اخه کيهان نبود همشهري اوردم


     


    از @ پرسيدن احساسات متضاد به چي ميگن؟ @ گفت: به وقتي که مادر زنتون روي ماشين آخرين سيستمتون سقوط ميکنه !


     


    @ شب دوم بعد از عروسيش زنشو ميکشه ازش ميپرسن: چرا زنتو کشتي؟ ميگه چون دختر نبود ميگن چرا شب اول نکشتيش؟ ميگه اخه شب اول بود.  !


     


    به يه آقا ميگن که دخترتون رو بلند کردند آقاهه ميگه:با چي بردنش. مي گه با پاترول. آقاهه مي گه 2 در بود يا4 در. ميگه 4 در. آقاهه ميگه نگو بچه پاترول 4 در هي ميره خوشبحال دخترم که سوار پاترل 4 در شد !


     


    از @  مي پرسن ارتحال چي؟ ميگه نمي دونم هر چيه از اسهال بدتره چون بابام گرفت مرد !


     


    يه روز @ بچه اش بعد از عيد فطر به دنيا مي آد اسمش رو مي زاره پس فطرت !


     


    يک بار @ تو خيابون داشته راه ميرفته دومي ميگه اهاي کره خر بعد @ ميگه اخه من اينقدر جوونم.


     


    به @ ميگن اگه کل دنيا رو ميدادن به تو باهاش چي کار ميکردي ميگه مي فروختمش ميرفتم خارج !


     


    يک روز دو خروس به دنبال يک مرغ راه افتاده بودند درحالي که مرغ  ناز ميکرد خروس دومي به اولي گفت: ولش کن بابا تعاوني لختش را ميفروشد. !


     


    غضنفر به نامزدش گفت دوست داري فردا شب با هم غذا بخوريم ؟ نامزدش با اشتياق فراوان گفت : البته ، با کمال ميل! غضنفر : خوب به مادرت بگو غذا درست کنه من فردا شب ميام خونتون !


     


    فريبرز اين انشاء را درباره ديدارش از يک باغ وحش نوشته بود : ما يک روز بعدظهر به باغ وحش رفتيم. من در آنجا تنبل ترين حيوان روي زمين را ديدم اسم اين حيوان گورخر بود چون ما بعدظهر به باغ وحش رفته بوديم ، ولي با اين حال گورخرها از تنبلي هنوز پيژامه هايشان را از تنشان در نياورده بودند !


     


    روزي @  پسرش را به ميهماني مي بره ، پسره بين غذا مرتب آب مي خوره پدره عصباني ميشه سيلي در گوش پسرش مي زنه که به جاي غذا چرا داري آب مي خوري ؟بعد از تمام شدن غذا پدر و پسر از مجلس خارج مي شند. پدر از پسرش مي پرسه آخه چرا همه اش آب مي خوردي پسر ميگه چون مي خواستم غذاي بيشتري در شکمم جا بدم ناگهان باباهه سيلي مجددي ميزنه تو گوش پسرش پسره مي پرسه اين ديگه براي چي بود؟ پدر ميگه اين براي اين بود که اين ترفندت را بايد سر غذا به من ميگفتي !


     


    @ لامپ خانه اش ميسوزد پماد سوختگي ميمالد !


     


    يک روز @ با خانمش ميرن دکتر و مي گن آقاي دکتر مابچه دار نمي شيم دکتره پس از معاينه ميگه اشکال از شما است آقا . در جواب @ مي گيه: اينکه ارثي است پدرم و پدر بزرگم هم بچه دار نمي شدند !


     


    @ ميبينه کوه ريزش کرده و همون موقعه يه قطار ميومده فورا پيرهنشو اتش ميزنه تا قطار متوجه بشه تا قطار توقف ميکنه ترکه نارنجک ميندازه زيره قطار ميگن بابا اين چه کاري بود؟ ميگه بنده از بچگي علاقه شديدي به دهقان فداکار و حسين فهميده داشتم


     


    معلم: نادر شاه رو کي کشت.  شاگرد: اقا به خدا من نکشتم  !


     


    يه روز 3 نفر به اسم هاي به من چه و به تو چه وادب ميرن دزدي پليس مياد ميگيرتشون ادب ميره بالاي درخت از به من چه ميپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت !


     


    مرد: قسم مي‌خوري که منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!


     


    @ ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!


     


    هر سال موقع قرعه کشي بانک @ ميرفته مشهد التماس امام رضا ميکرده که در قرعه کشي ماشين برنده بيشه اما هيچوقت هيچي برنده نميشده. دوباره پاميشه ميره مشهد التماس تا ازشدت خستگي خوابش ميبره. امام رضا مياد به خوابش و ميگه بنده خدا اول يه حساب توي بانک باز کن بعد بيا سراغ من  !


     


    @ داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن!!!!!!


     


    يارو @ بچه نداشته، ميره مسافرت، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چي شد، تو که بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده کردن!


     


    @ بچه دار نميشده،‌ محلشون رو عوض ميکنه!


     


    @ ميخواسته بره شهرک آزمايش براي امتحان رانندگي , صبح ناشتا ميره امتحان شهر بده !


     


    @ ميبينه همسايش برفهاي پشت بام روپاروکرده وريخته توکوچه.عصباني ميشه وبرفاروبازحمت زيادباسطل ميبره روپشت بام خودش پهن ميکنه وميگه:اينابايدافتاب بخورن تاخشک بشن!


     


    شنيدين وجه تشابه  @ با پارک چيه ؟ خوب گفتن که هر جفتشون تاب دارن !


     


    تو نا کجا آباد مي آن جمعيت مردم رو با هليکوپتر گلباران کنند عده زيادي کشته ميشن ! برسي ميکنن ميبينن گل و با گلدوناش پايين ميانداختن !


     


    @ پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره !


     


    @ داشته شنا مي کرده مايوش سوراخ ميشه غرق ميشه !


     


    #  35 سال سن داشته بهش ميگن چرا تا الان مجرد موندي و ازدواج نکردي ?! ميگه والا تا الان برادر زن دلخواهم رو پيدا نکردم !


     


    @ داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !


     


    @ داشته پسرشو در باب ازدواج نصيحت مي کرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از فاميل زن بگير ! ببين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل زن بگير !


     


    سه ديوانه هم اتاقي بودن - يک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن که ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساکت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت که اين ديوونه رو مرخص کنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهيتابه چسبيدم!


     


    دخترهاي بلوند به عدم تيزهوشي معروفند!؟ روزي دو بلوند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد به يک جعبه پودر که گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و بازکرد و در آينه کوچک آن نگاهي کرد و گفت ام ... اين قيافه آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه کرد . گفت عجب احمقي هستي تو ... اين منم ديگه ...!!


     


    کارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي کار مي کرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. کارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه کم کم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما که خونمون 2 طبقه بيشتر نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من که اصلا زن ندارم ! و کمي بعد بياد آورد !! من که اصلا غضنفر نيستم !


     


    مرد نابينايي در خيابان يک رنده پيدا کرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست کشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!


     


    يکبار يک همشهري يک خيار بر مي داره مي بره سوپرمارکت , به فروشنده مي گه: ببخشيد آقا خيارشور داريد؟ فروشنده هم در جواب مي گه بله داريم. همشهري ما هم مي گه پس بي زحمت اين خيار ما رو هم بشور.


     


    يک هواپيما تو برره  سقوط مي کنه تيم جستجو روز اول 400 جسد رو پيدا ميکنن , روز دوم 600 نفر رو پيدا ميکنن , روز سوم 1000 نفر رو پيدا ميکنن . خبر به تهران مي رسه از تهران بازرس ويژه مي فرستن براي بررسي , مي بينن که هواپيما تو قبرستان سقوط کرده بوده.


     


    @ رفته بوده مکه. تو مراسمي که بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش ميده


     


    - رفيق@  ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه کجا بودي؟ ترکه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال !


     


    ترکه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. ترکه ميگه: ايشکال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم !


     


    @ ميره دکتر، ميگه: آقاي دکتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح کابوس ميبينم! دکتره ميپرسه: چه کابوسي مي‌بيني؟ @ ميبينه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دکتره ميگه: اي بابا، اين که خيلي ناجوره. بيا برات يک دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. @ مي‌پرسه: آقاي دکتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دکتره ميگه: شدنش که ميشه، ولي واسه چي؟ @ ميگه: چون  فرداشب فيناله !


     


    تو خيابون تصادف ميشه، يک وانت نيسان گردن کلفت ميزنه به يک موتور، دو نفر ترک موتور بودن يکيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميکنه، دومي فقط پاش ميشکنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي که پاش شکسته بوده هي داد و هوار ميکرده، @ ميره جلو بهش ميگه: خجالت بکش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو که الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم کرده اما اينقدر سر و صدا نميکنه !


     


    @ ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. @ ميگه: قربونت دو نخ به ما بده!


     


    @ ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. @ ميگه: بي‌زحمت يک بيست نخ به ما بده!! مرده کف ميکنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يک بسته بگير. @ ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميکشم !


     


        نظرات ديگران ( )

  • + حرف هاي پشت تريلي
    نويسنده: لطيفه جکوار جمعه 10/1/1386 ساعت 11:21 صبح

    Pvt ihd fd pvt


     


    جمله هايي برا راننده تريلي هاي عاشق


     


    دوست دارم هميشه هيچي چشات نمي شه


    اگه چشمات منو ميخواست  تونگاه تو  مي مردم


    براي ديدن تو زنده ام صبر کن


    به چشمات بياموز که هرچيز ارزش ديدن ندارد


    به خيالم از تو من يه بت مي ساختم


    دوست دارم من


    اگه دست تو دستام نذاري خدا نگهدار


    ديدي آسمان خراب شد سر ما


    هر جا که بري عاشقي به ياد من باش


    آهاي اي گل شب بو آهاي گل هياهو


    سرنوشت را با دست هاي خودم ساختم


    پري قصه هايي خاطون شهر مايي


    دارم از تو مينويسم توکه غم داره نگاهت


    برگ پاييزم بي تو ميريزم


    به بهارم نرسيدي به خزانم بنگر


    در حسرت ديدار تو اواره ترينم


    اولين غم من آخرين ديدار توست


    بي تو دنيا رونمي خوام


    بي توست مرا  جهان فراموش   در سينه من فغان خاموش


    بيتو هرگز با تو هميشه


    هنوز هم عاشقترينم


    گل سرخ وسفيد بر سينه بستم ميون دختران دل به تو بستم


    محتاج يک نگاه قهر بکني مي ميرم


     


    حروف جستو جو :  LAETITIA CASTA JENNIFER ANISTON CHANDERA NORTH  NEVE COMPBELL  JOSIE MARAN  LAETITIA CASTA   PREITY ZINTA LEILA FOROHAR


        نظرات ديگران ( )

  • + جک بدون فيلتر
    نويسنده: لطيفه جکوار دوشنبه 6/1/1386 ساعت 12:54 عصر

    ارسال هاي دوسنان عزيزم بدون سانسور:


     


    غضنفر اسم بچشو ميذاره رستم، ميترسه صداش کنه!


    غضنفر ميره خواستگاري دختره سيبيل داشته بهش ميگه چرا سيبيل داري؟دختر ميزنه زير گريه غضنفر ميخواد دلداريش بده ميگه:مرد که گريه نميکنه


    به غضنفر ميگن با گوهر جمله بساز ميگه تو گو هر موقع منو ديدي گفتي جمله بساز.


     


    قزوين زلزله مياد يه بچه از پشت بام پرت ميشه تو بغل يه قزوينيه . قزوينيه ميگه بابا دمشون گرم هنوز زلزله تموم نشده کمکهاي مردمي رسيد


     


    يک ترکه نصف شب توي خيابون رانندگي مي کرد که يک دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يک کاميون مي اومد ترکه به بقل دستي اش که خواب بود گفت : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين


     


    اون چيه که مردا از جلو ميدن و زنها از عقب ؟ به نتيجه نرسيدي؟ خوب معلومه بليط اتوبوسه !!!*


     


    بانک مرکزي از مردم غيور اردبيل تقاضا کرد که در عابر بانک شمع روشن نکنند


     


    .به غضنفر ميگن از چه لبي خوشت مياد؟.... ميگه: از لب جوب!!!


     


    . دوست رشتيه بهش مي گه چه بچه خوشگلي داري - مي گه حالا يک کاري براي ما کردي هي منت بذار!


     


    يه روز غضنفر تو دستشويي بوده بعد يه نفر مياد در مي زنه ميگه بدو آب داره قطع ميشه غضنفر اول خودشو مي شوره بعد ميرينه


     


    سخت ترين تست کنکور85 1- هه هه هه هه 2- هه هه هه هه 3- هه هه هه هه 4-هه هه هه هه و اما سول در کدام گزينه گلمراد گريه ميکنه؟


     


    قزوينيه کنار زمين فوتبال خوابيده بوده بهش ميگن پاشو برو تو زمين بازي شروع شده... ميگه : من برانکاردم


     


    غضنفر مهم ميشه زيرش خط ميکشن تو امتحان مياد


     


    يارو يه باد صدادار از خودش در ميده، بچه‌هاش همه ميخندن. اشک توي چشماي يارو جمع ميشه و ميگه: خدايا، اين شادي رو از بچه‌ها نگير!


     


    يک فيلسوف لر ميگويد:دايره زندگي مربع است که سه ضلع دارد:عشق و محبت.


     


    .خبر فوري: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بي بي سي هنوز داوطلبين جرأت نکردن دفترچه سولات را از روي زمين بر دارند!


     


    غضنفر ميره خواستگاري بعد باباهه ميگه مهريه50 ميليون .... غضنفر ميگه:اووووه.... شبي چند حساب کردين ؟؟!!!


     


    به يکي مي گن يه جمله بساز که توش دو تا حمال باشه. مي گه: اين يخچال هم مال منه، هم مال داداشم.


     


    به غضنفر ميگن: با کشور يک جمله بساز. ميگه با کش ور رفتم خورد تو چشمم.


     


    هر کي دروغ بگه ميترکه.... رشتيه: ماآدمای با غیرتی هستیم....بـــــــومب..... اصفهانیه: ما آدمای لارجی هستیم... بومب .... ترکه : ما آدم .....بـــــــومب


     


    یه روز یه گاو نر میافته دنبال یه گاو ماده . انقدر میره میره تا آخر توی یه کوچه بن بست گیرش میندازه . مادهه عصبانی میشه میگه : کثافت بی ناموس چی میخوای از جونم؟ نره میگه:ماااااااااااااااااااااچ!!!


     


    .غضنفر میره کله پاچه فروشی ، یارو بهش میگه : قربون چشم بذارم؟ ترکه میگه : نه آقا ! حداقل صبر کن برم قایم شم!


    جایزه نفر اول و دوم وسوم جک های این هفته به خودم میرسه !


    اما از هفته بعد هرهفته به بهترین های ارسالی توسط شما جایزه میدهم !


    هر هفته حداکثر به 3 نفر برتر


    جوایز عبارتند از : 1- سیدی فرهنگی پارا 2- سر رسید پارا 3- دفترچه تلفن پارا


    در ضمن از ارسال جک های تکراری پرهیز کنید./


    برای ارسال جک ها واس ام اس هایتان از این ایمیل استفاده کنید:


    hosseingabileh@gmail.com


        نظرات ديگران ( )

  • + جک هاي پارسال
    نويسنده: لطيفه جکوار شنبه 4/1/1386 ساعت 9:35 عصر

    يه روز @ به پدرش ميگويد : 50 تومان به من بده. پدرشکه خسيس بود به پسرش گفت:چي! چهل تومان!سي تومان چيه !بيا اين بيست تومان روبگير ده تومانشو خرج کن ده تومان را برام بيار يادت نره دوتاهم نون بگير!


     


    @ ميخواسته زير دريايي آمريکاي ها رو غرق کنه ميره در ميزنه فرار ميکنه


     


    به @ ميگن شما به گوساله چي ميگين؟ گفت : صبر ميکنيم بزرگ که شد بهش گاو ميگيم!


     


    @ دانشگاه قبول ميشه . ميگه:بابا برم دانشگاه؟ باباش ميگه :اگه به درست لطمه نميخوره برو!